سید امیر سیدزاده، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینمای قرآنی باید پل ارتباطی مؤثر بین انسان و خدا باشد، اظهار کرد: به باور من، سینمای قرآنی سینمایی است که مخاطب را با مفاهیم ناب و زندگیساز قرآن آشنا میکند، حتی در قالب یک اثر هنری و دراماتیک. وقتی قرآن میخوانیم، احساس میکنیم خداوند با ما سخن میگوید و زمانی که میخواهیم با او ارتباط برقرار کنیم، به نماز و مناجات روی میآوریم. یک اثر قرآنی اصیل باید توسط مجموعهای از عوامل تولید شود که خود، این ارتباط معنوی را درک کرده باشند و تحت تأثیر آموزههای قرآن قرار گرفته باشند. این افراد باید مسیر حرکت هنری خود را با توجه به معیارهای قرآنی ترسیم کرده باشند، تا اثر نهایی بتواند بازتابی از این هدایت باشد. بنابراین، سینمای قرآنی تنها یک ژانر نیست، بلکه یک مسیر و منشأ فکری و اعتقادی برای تمامی دستاندرکاران اثر است.
وی افزود: این موضوع تنها به فیلمنامه محدود نمیشود، بلکه تهیهکننده، کارگردان، بازیگران و حتی گروه فنی باید دغدغه و شناخت نسبی از این فضا داشته باشند. به عنوان مثال، سریال حضرت یوسف را میتوان یک اثر قرآنی موفق دانست که در قالب یک درام تاریخی گسترده تولید شد. خودِ نقل قصههای قرآنی، به دلیل دارا بودن کشمکش، شخصیتپردازی و فراز و نشیب عاطفی، بستر مناسبی برای خلق درام است. این سریال در آشناسازی مخاطب با داستان پیچیده حضرت یوسف(ع) و ارائه درسهای اخلاقی و عرفانی آن بسیار موفق عمل کرد و نشان داد که چگونه میتوان از متن قرآن، اثری جذاب و فراگیر خلق کرد.
سیدزاده با اشاره به عوامل موفقیت چنین آثاری تأکید کرد: سریال حضرت یوسف توسط مجموعهای تولید شد که اعضای آن، به ویژه تصمیمگیران اصلی، خود افرادی معتقد و آشنا با فضای مفاهیم دینی بودند. به نظر من، این اشتیاق و باور درونی آنها بود که توانست اثری اینچنین ماندگار خلق کند. وقتی ما به عملکرد نهادهایی مانند حوزه هنری در تولید آثار قرآنی نگاه میکنیم، متأسفانه باید بپذیریم که باوجود تلاشها، به دلیل محدودیتهای ساختاری و محتوایی، نتوانستهایم آنگونه که شایسته است ظاهر شویم. یکی از بزرگترین موانع، بحث حساسیتهای بسیار بالا و گاه سانسورهای غیرکارشناسی است.
این تهیهکننده پیشکسوت، محدودیتهای تولید آثار قرآنی را برشمرد و بیان کرد: برداشت هنری و خلاقانه از قرآن و تبدیل آن به یک اثر نمایشی، کاری به غایت دشوار و پیچیده است. این کار نیازمند مشورت با علما، فقها و مفسران قرآن است تا از هرگونه انحراف یا تفسیر نادرست جلوگیری شود. رعایت مسائل شرعی و حدود الهی در نمایش شخصیتهای پیامبران و اولیا، مسئولیتی سنگین بر دوش سازندگان میگذارد. این محدودیتها به مراتب بیشتر و سختگیرانهتر از تولید یک فیلم یا سریال معمولی است و طبیعتاً عده کمی حاضر به ورود به این عرصه پرچالش میشوند.
وی یکی از دلایل عقبماندگی سینمای قرآنی را کمبود نیروی متخصص عنوان کرد و گفت: شاید اصلیترین دلیل اینکه نتوانستهایم در زمینه سینمای قرآنی به تولید انبوه و کیفی دست یابیم، همین کمبود نیروهای خلاق، کارگردانان مسلط و فیلمنامهنویسانی است که هم به فن دراماتیک مسلط باشند و هم از دانش و بینش قرآنی کافی برخوردار باشند. پرورش چنین استعدادهایی نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت و ایجاد سازوکارهای آموزشی تخصصی است. به نظر من، تأسیس رشتهها یا مراکز علمی-هنری تحت نظر حوزویان و هنرمندان مجرب، میتواند گام اولیه محکمی برای تربیت نسل جدید سازندگان آثار قرآنی باشد.
سیدزاده در پاسخ به این پرسش که دایره شمول سینمای قرآنی چقدر است، توضیح داد: بسیاری گمان میکنند سینمای قرآنی تنها به آثاری اطلاق میشود که مستقیم داستان یکی از پیامبران یا آیات قرآن را روایت میکند. اما به باور من، هر اثری که بتواند یکی از پیامهای کلیدی قرآن را ــ چه در قالب امر به معروف یا نهی از منکر ــ در لایههای درونی خود به مخاطب انتقال دهد، میتواند اثری قرآنی محسوب شود. قرآن کتاب هدایت و برنامه زندگی است و مفاهیمی چون عدالت، صداقت، ایثار، دوری از ربا و غیبت را تبلیغ میکند. بنابراین، فیلمی که بتواند مضرّات دروغ یا زیانهای رباخواری را در قالب یک درام اجتماعی قدرتمند نشان دهد، در حقیقت در خدمت تبلیغ پیام قرآنی است.
وی به ارتباط سینمای دینی و قرآنی پرداخت و اظهار کرد: در جامعه مسلمان ایران، دین ما ریشه در قرآن دارد. بنابراین، هر اثر دینی که براساس آموزههای اسلام ساخته شود، به طور غیرمستقیم وامدار قرآن نیز هست. اما به نظر من تفاوت اصلی در میزان و شکل اقتباس است. سینمای قرآنی مستقیم از متن یا داستانهای قرآن الهام میگیرد و میکوشد آن را عیناً یا با گسترش دراماتیک به تصویر بکشد، مانند سریال حضرت یوسف که تماماً برگرفته از سوره یوسف است. در مقابل، سینمای دینی گستره وسیعتری دارد و میتواند هر موضوعی که با ارزشها و دستورات اسلام مرتبط است را دربرگیرد.
سیدزاده برای روشنتر شدن تفاوت این دو ژانر، به نمونههای عینی اشاره کرد و گفت: برای مثال، سریال "مختارنامه" یک اثر کاملاً دینی و تاریخی است که به واقعه عاشورا و قیام مختار میپردازد. اگرچه ممکن است اشاره مستقیم به آیات قرآن در آن کم باشد، اما به دلیل پرداختن به حماسهای که ریشه در اعتقادات شیعی دارد، یک اثر دینی موفق محسوب میشود. در مقابل، سریال "امام علی(ع)" آمیختهای از هر دو عنصر بود؛ هم به وقایع تاریخی صدر اسلام که در قرآن به برخی از آنها اشاره شده میپرداخت و هم پیامهای اخلاقی و دینی گستردهای را منتقل میکرد. این نشان میدهد که مرز بین این دو ژانر گاه میتواند سیال باشد.
وی با اشاره به سابقه کاری خود در تولید آثار دینی، خاطرنشان کرد: حدود دو دهه قبل، سریالی با عنوان "روز رفتن" را تهیه کردم که کارگردانی آن را آقای جواد افشار بر عهده داشتند. این سریال، داستانی دراماتیک داشت که در خلال آن، مضامین دینی و قرآنی مختلفی مانند ضرورت راستگویی، حجاب و اهمیت نیت خالص به صورت غیرمستقیم و زیبا گنجانده شده بود. موفقیت این اثر در جذب مخاطب عام نشان داد که میتوان بدون شعارزدگی و با تکیه بر قصهگویی خوب، پیام الهی را منتقل کرد. همچنین فیلم سینمایی "ماه منیر" که با بازی مرحوم مازیار لرستانی و کارگردانی بنده ساخته شد، بر محور احترام به بزرگان و حفظ پیوندهای خانوادگی ــ که از سفارشهای مهم اسلام است ــ تمرکز داشت.
این تهیهکننده باتجربه، فقدان نیروی انسانی متعهد و متخصص را بزرگترین آسیب کنونی سینمای دینی و قرآنی دانست و تصریح کرد: متأسفانه در سالهای اخیر، به دلیل سیاستهای غلط حمایتی، تغییر ذائقه مسئولان و غلبه نگاه تجاری صرف، بسیاری از استعدادهایی که میتوانستند در این عرصه بدرخشند، یا به حاشیه رانده شدند یا جذب ژانرهای دیگر شدند. امروز شاهد آنیم که جشنوارههای معتبر دینی اغبآ با کمبود آثار فاخر و قابل بحث روبرو هستند. این زنگ خطری است برای تمامی متولیان فرهنگ که باید با برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری معنوی و مادی، و ایجاد انگیزه برای هنرمندان جوان، این خلأ را پر کنند.
سیدزاده در ادامه به ضرورت حمایت نهادهای حکومتی اشاره کرد و گفت: تنها تولید چند اثر پراکنده در دهههای گذشته کافی نیست. سینمای قرآنی نیازمند یک استراتژی مدون و بلندمدت است. سازمانهایی مانند صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزههای علمیه باید دست در دست هم دهند و با تشکیل شوراهای تخصصی، هم در زمینه شناسایی و حمایت از فیلمنامههای خوب اقدام کنند و هم بسترهای اکران و توزیع گسترده این آثار را فراهم آورند. اکران محدود و ندیدن اثر توسط مخاطب عام، بزرگترین خیانت به زحمات سازندگان است.
وی خاطرنشان کرد: علاوه بر حمایتهای مالی، باید فضای نقد و بررسی منصفانه و سازنده برای این آثار ایجاد شود. متأسفانه گاه شاهدیم که برخی منتقدان، بدون در نظر گرفتن محدودیتها و اهداف خاص این ژانر، با معیارهای کاملاً سکولار به نقد آثار دینی میپردازند که این رویه، دلسردی بیشتری در جامعه هنرمند ایجاد میکند. ما نیازمند نقدی هستیم که هم ضعفهای هنری اثر را ببیند و هم جایگاه و رسالت آن را درک کند.
سیدزاده در پایان با بیان چشمانداز آینده، گفت: اگر اراده جمعی و عزم جدی در سطوح بالا وجود داشته باشد، میتوان امیدوار بود که در آیندهای نه چندان دور، شاهد خلق آثاری در ژانر قرآنی باشیم که هم از حیث زیباییشناسی و قصهپردازی در سطح استانداردهای جهانی باشند و هم بتوانند پیام هدایتگر قرآن را به نسل جدید و حتی مخاطب بینالمللی منتقل کنند. این یک رسالت بزرگ است که تحقق آن، عزت و سربلندی برای سینمای ایران و اسلام به ارمغان خواهد آورد.
انتهای پیام










نظر شما